![]() با سلام بنده ابراهیم ابدالی مدیر وبلاگ هستم . هر گونه مشکل دارید در لیست نظرات مشکل خود را وارد کنید. با تشکر
پست الکترونيک آرشيو مطالب نويسندگان
آرشيو مطالب
جستجو
پيوندها
به وبلاگ داداش پورياي گلم يك سري بزنيد.{راز خاموش}
اينم وبلاگ آبجي ساراي گلم كه خيلي دوستش دارم يك سري هم به وبلاگ آبجي شكيبا بزنيد خيلي باحال اينم وبلاگ آبجي پارميدا . برو سر بزن ضرر نميكني بابا اينم وبلاگ آبجي ستايش گل برو عشق كن اينم آبجي يكتاي گلم كه داستانش تركونده اينم وبلاگ آبجي درياي گلم كه مثل درياست وبلاگ خواهر ديگرم خيلي باحال اينم يكي ديگه از خواهرام وبلاگ توپي داره بیا بریم اون بالاها پیش خدا خواهر ديگرم اينم خواهر ديگرم وبلاگ خيلي زيبائي داره اينم وبلاگ خواهر غمگینم و دختر بابائی (خدا) اينم وبلاگ آبجي سحر گلم بابا يه سرم به سرزمين روياهاي داداش مهدي گلم بزنيد اینم داداش محمد گلم ( دو عاشق) خیلی باحاله خوب اينم وبلاگ داداش هيواي گلم اينم وبلاگ آبجي شيما . خيلي باحاله اینم وبلاگ دختر خواهرم . عاطفه گلم اینم وبلاگ آبجی فاطیمای گلم . خیلی باحاله ها اينم خواهر گل ديگرم با نام abaji درس هاي آموزنده از يك استاد {من و شاگرد} انواع كد و بازيهاي مختلف با آقا عليرضا اينم وبلاگ داداش اميرم خيلي باحال شبگرد { شبین جانم } خیلی وبلاگش زیباست (انواع" صنایع دستی : لوازم خانگی : پزشکی : نرم افزار : آموزشی: : فیلم : رایگان ) :: قالب ساز :: پيوندهاي روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
<-ابراهیم ابدالیAuthor->
WWW.ELGA2R.BLOGFA.COM-->
|
جوانان
بر طرف کردن خواسته های مردم معرفی نامه یک انسان برای سرای آخرت
نام:انسان------------------------- نام خانوادگی:آدمیزاد----------------------- نام پدر:آدم نام مادر:حوا-------------------------- لقب:اشرف مخلوقات----------------------- نژاد:خاکی صادره از:سراچه دنیا----------------------- ساکن:زمین- منظومه شمسی- کهکشان راه شیری مقصد:سرای آخرت------------------------ ساعت پرواز:نامعلوم--------------------------------- حضور در فرودگاه:لحظه قبل از پرواز------------------- وسایل لازم:۲ متر پارچه سفید-عمل نیک- عمل مفید-دعای اولاد و مرسلین----------- اضافه بار مجاز: عمل صالح کاملاً مجاز است توصیه های ایمنی: اجرای دقیق آموزشهای کتاب و سنت پیامبر *** برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن مراجعه فرمائید*** تماس و مشاوره هم به صورت شبانه روزی ٬ رایگان٬ مستقیم و بدون وقت قبلی خواهد بود. در صورتیکه قبل از پرواز با مشکل روبرو شدید با شماره های زیر تماس بگیرید: ۱۸۶-سوره بقره ۴۵-سوره نساء ۱۲۹-سوره توبه ۵۵-سوره اعراف ۲و۳-سوره اطلاق امام علی {ع} فرموده: همیشه به یاد مرگ باشید که مرتکب گناه نشوید. خدایا کمک کن که هیچکس مرتکب گناه نشود و درهای بهشت را به روی تمام بندگانت باز کن . الهی آمین دستاتون را ببرید بالا برای خودتون و همه مردم دعا کنید که به راه راست هدایت شوند . یا رب العالمین |+| نوشته شده توسط ابراهیم و پوریا ابدالی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 2 قبل از ظهر
خواست الهی
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به
فرشتگان اینطور میگفت: می آید. من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبیم که دردهایش را در خود نگه میدارد. سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست .
فرشتگان چشم به لبهایش دوختند. گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: {با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست} گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم آرام گاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسیم. تو همان را هم از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود؟ چه میخواستی از لانه محقرم ؟ کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغض راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند ٬ خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود ٬ خواب بودی و به باد گفتم تا لانه ات را واژگون کند . آنگاه تو از کمین مار پر گشودی . { گنجشک خیره در خدائی خدا مانده بود} خدا گفت : و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. { های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد}
اینم تقدیم به همه شما . داستان گنجشک و خدا . هیچ کس را نداشته باشی خدا را داری. |+| نوشته شده توسط ابراهیم و پوریا ابدالی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 1 قبل از ظهر
جانباز
به نام خدائی که هیچ شریکی ندارد. و تنها و واحد است.
این آپ را به خاطر آبجی دریا و آبجی شکیبا و آبجی ستایش میزارم . من خودم برادری جانباز دارم که از جنگ ایران و عراق قطع نخاع شد. اونا همه چیزشون را برای مملکتشون دادند. و در مقابل متجاوزان ایستادگی کردند. که ما الان در رفاه کامل به سر ببریم. ما باید قدردان زحمات این عزیزان باشیم من به نوبه خودم به داشتن چنین برادری افتخار میکنم و از همین جا دست برادرم و تمام جانبازان این مرز و بوم را میبوسم و میگم که من با همراهی خواهرام و برادرام و دوستانم همیشه راه اونا را ادامه میدهیم . و یادشان را در دلها زنده نگه میداریم . به خدا ما در برابر قطره قطره خون شهیدان و جانبازان مسئول هستیم . هر کس با من موافق است در نظرات ٬ نظرش را در مورد جانباز بنویسد . و من را خوشحال کند. بگذریم حالا میخوام جانباز را توصیف کنم البته هر چیز بگم کمه ولی خوب میخوام به عنوان برادر جانباز بگم: جانباز یعنی ایثار جانباز یعنی از خود گذشتگی جانباز یعنی حفظ ناموث مردم در برابر هجوم متجاوزان جانباز یعنی حفظ مقام شهید و به طور کل جانباز یعنی فدائی راه خدا یک شعر از آبجی دریا در همین رابطه گفته از فريدون: آدما چتراشونو باز میکنند-------------------------------------------- گریه ابرها رو تماشا میکنند نمیخوان مثل درختا تر بشن----------------------------------------- از دل قطره ها باخبر بشن اما تو چترتو بستی کبوتر-------------------------------------------- از درون خودت رستی کبوتر میخوای مثل درختا تر بشی---------------------------------------- از دل قطره ها باخبر بشی آبجی ستایش هم میگه: *** با خدا باش پادشاهی کن*** *** براي خيليا عشق معني نداره ولي عشق اصلي ما خدا است*** آبجي شكيبا هم ميگه: ***جانباز يعني عشق*** *** جانباز يعني يك عالم فداكاري*** *** جانباز يعني شرف و آبرو*** بيائين براي تمام جانبازان اين مملكت دعا كنيم تا اونا هم يك روز سلامتيشون را به دست بيارن و به كنار خانواده هاشون باز گردند . آبجي سارا هم ميگه: انتظار٬ بدون محبت و محبت٬ بدون معرفت بي معناست...... سه كلمه زيبا كه به نام مهدي(عج) در خاطر ما زنده ميشود ....... ترو خدا براي ظهورش همه دعا كنيم . من بازم از تمام خواهر و برادران و دوستان گلم كمال تشكر را دارم خدايا هر چيزي ازت ميخواهند ازشون دريغ نفرما الهي امين. |+| نوشته شده توسط ابراهیم و پوریا ابدالی در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت 8 قبل از ظهر
دوست داشتن و عشق ورزيدن
خوب امروز ميخواهم راجب دوست داشتن و عشق ورزيدن صحبت كنيم . پس اول با دوست داشتن بحث را شروع ميكنيم. دوست داشتن: من دوست دارم تو زندگي به هدفم برسم ، يا دوست دارم با كسي كه خيلي دوستش دارم ازدواج كنم . كلاً دوست داشتن است. پس بايد اول آدم دوست داشته باشه تا بتونه عاشق بشه . حالا خوش بحال اوني كه دوست داشتنش پاكو باخدا باشه پس خدا هم در تمام مراحل بهش كمك ميكنه . ولي واي به حال كسي كه دوست داشتنش از روي ريا و تزويرباشه پس خدا هم اونو به حال خودش ميزاره و هيچ وقت به هدفش نميرسه .بگذريم . پس ميتوانيم بگوئيم كه دوست داشتن عامل اصلي عشق ورزيدن به حساب مي آيد . بريم سراغ عشق : 1- عشق مفهومي است بر وجود آدمي 2- عشق نشاطي است بر قلب آدمي 3- عشق مرهمي است بر جان آدمي 4- عشق دوائي است بر درد آدمي 5- عشق مالي است بر هستي آدمي كلاً عشق مفهومي است بر زندگي و بر دوستي و از همه مهمتر رابط بين دو قلب . به طور خلاصه : عشق حد و مرز بين ما انسانها و خداوند است. دوست داري عشق حقيقي را بدوني پس بزار براتون از آقا امام حسين و حضرت ابوالفضل بگم: موقعي كه حضرت ابوالفضل رفت براي آقا امام حسين آب بياره دستش را در آب فرو برد و خواست جرعه اي آب بنوشه ولي ياد برادرش افتاد و خودش با اين كه تشنه بود لب به آب نزد تا آب را به برادرش برسونه ولي نامردا توي راه حضرت ابوالفضل را زدند و قامت رشيدشان را بر زمين انداختند و بدنش را تيكه تيكه كردن وقتي خبر به گوش اقا امام حسين رسيد با عجله خودش را به بالاي سر برادر رساند ولي دستي نداشت بغل كنه سري نداشت صداش كنه فقط يكبار تو زندگي تونست داداش صداش كنه . دشمنا ن اين دو برادر را از هم گرفتند ولي هيچ وقت نتوانستن كه عشق اين دو برادر را از هم بگيرن ولي يادتون نره عشق اصلي ما خداوند است كه ما هر كاري كنيم در برابر نعمات خداوند كم است. ترو خدا براي ظهور آقا امام زمان حضرت مهدي (ع) دعا كنيد و بگيد ديگه خسته شديم اقا ، كي به اين دنياي كثيف پايان ميبخشي. پس برای سلامتی خودتون و خانواده محترم و اقا امام زمان حضرت مهدی (ع) بفرست صلوات.
|+| نوشته شده توسط ابراهیم و پوریا ابدالی در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 0 قبل از ظهر
مادر(بهشت دلها)
میخوام امروز براتون راجب كلمه مادر بگم.مادر از چهار حرف تشكيل شده كه خصوصيات مادر را به ما مي آموزد. ۱. م= مرهم 2. ا= احساس 3. د= دوستي 4.ر= رحمت چرا ميگيم مرهم؟ چون تمام اون روزائي كه ما را با خون و دل بزرگ ميكرد يك مرهمي بود بر دل ما تا ما به اينجا برسیم. چرا ميگيم احساس؟ چون با لطافت و نرمي با ما رفتار كرد و تمام احساسش را به پاي ما صرف كرد . چرا ميگيم دوستي؟ چون مثل يك دوست خوب شبانه روز بالاي سر ما بود كه مبادا براي ما اتفاقي بيفته . چرا ميگيم رحمت؟ چون بهشت زير پاي مادران است و خدا بزرگترين رحمتش را به ما ارزاني كرده است. من در مقامي نيستم كه بخوام در مورد مادر اين كلمه بزرگ و خدادادي صحبت كنم ولي دوست دارم حداقل در مقام يك فرزند از مادرم و تمام مادران اين مرز و بوم كمال تشكر را داشته باشم . من از همين جا دست تمام مادران دنيا را ميبوسم و به همه مادران ميگم كه خيلي دوستتان دارم. من زره زره وجودم را در مادرم جستم و مادرم زره زره وجودم را از وجودش به من هدیه داد . از همين جا براي تمام مادران دنيا آرزوي پيروزي و سربلندي ميكنم و بشكنه دست فرزندانی که به خاطر بي لياقتي و سهل انگاري اين الماس خداوندي را گوشه خانه سالمندان مي گذارند. بيائين همه با هم دستها را بالا برده و براي اون مادر و پدرهائي كه در خانه سالمندان هستند دعا كنيم هر چه زودتر به جمع خانواده خود بروند . من بازم دست تمام مادران زحمت کش دنیا را میبوسم و خیلی هم دوستتان دارم. خدا یارو نگهدار همه مادران دنیا و خواهر و برادرای گلم مخصوصا آبجی شکیبا و آبجی مژده و آبجی پارمیدا و سارا و یکتا و ستایش و سعیده و خدیجه و بقیه خواهرانم که الان حضور ذهن ندارم و داداشای گلم مهدی و هیوا و بقیه و دوستان عزیزی که ما را یاری میکنند . داداش ابراهیم دست همه شما را میبوسه و برای شما از صمیم قلب دعا میکنه . به امید بابا {خدا}
|+| نوشته شده توسط ابراهیم و پوریا ابدالی در شنبه سوم آذر 1386 ساعت 2 قبل از ظهر
|
پخش زنده راديو فردا
www.shab-kavir.tk